تبلیغات
عشق وغم - من را انتخاب کرد
عشق وغم
ان کبوتر عاقبت از بند رست *** رفت وبادلداری دیگر عهد بست
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


از ان ترسم به پیری مبتلا شم
از ان ترسم که محتاج عصا شم
ازان ترسم که دلدارم بگوید ...
نمیمیرد که از دستش رها شم
(هیچ کس رو نمیشه با زور نگه داشت...)

مدیر وبلاگ :نفرین شده 9307576948
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند
من را انتخاب کرد
دستی به تنه ام کشید ، تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر
به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود
سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود
مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی
خشک شدم
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه
ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن
ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود 




نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها : من را انتخاب کرد، انتخاب، من،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 مرداد 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
(بالای وبلاگ) (حدیث) (فال)

ساخت كد صوتی آنلاین