تبلیغات
عشق وغم - اس ام اس 1
عشق وغم
ان کبوتر عاقبت از بند رست *** رفت وبادلداری دیگر عهد بست
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


از ان ترسم به پیری مبتلا شم
از ان ترسم که محتاج عصا شم
ازان ترسم که دلدارم بگوید ...
نمیمیرد که از دستش رها شم
(هیچ کس رو نمیشه با زور نگه داشت...)

مدیر وبلاگ :نفرین شده 9307576948

اخر اغلاتدون منی بیگانه لر گولسون منه ، نینمیشدیم من سنه سن بی وفا اولدون منه ، من كی هر ان ایلمیشدیم جانیمی قربان سنه ،بی وفا دشمن یانیندا اغلاسام خوشدور سنه ؟

***

گت گت گوزلیم بیر گون اولار سنده سولارسان. تجدید نظردن دوشوب اخر گوجالارسان. اما اونو بیل گردش دوران بله قالماز. هچ كیم من اولوب من كیمی هچ فكرووه قالماز.

***

همه درحسرت یک پروازند، من به پروازنمی اندیشم!به تومی اندیشم،توکه زیباتراز اندیشه یک پروازی

***


لطفا برای دیدن کامل مطالب به ادامه مطلب مراجعه کنید

میگن درد رو از هر طرف بخونی میشه درد ولی درمان رو از آخر بخونی میشه نامرد، مواظب باش واسه دردت به هر درمانی تن ندیم

***

زندگی مثل شطرنجه اگر بازی نکنی میگن بلدنیست اگربدبازی کنی میبازی امااگرخوب بازی کنی همه میخوان شکستت بدن..

***

وقتی خاطره های ادم زیاد میشه دیوار اتاقش پر عکس میشه،اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی

***

اگر باران ببارد؛ باز می آیم درون کوچه امید, و از ترکیب دستانم برایت چتر می سازم، مبادا قطره ای باران بیازارد نگاه مهربانت را.

***

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود.گاهی نمیشود نمیشود که نمیشود.گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست.گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود.گاهی گدای گدایی و بخت نیست.گاهی تمام شهرگدای تومیشود.

***

دروطن مثل غریبانم نمیدانم چرا؟روزوشب سر در گریبانم نمیدانم چرا؟هرکه را از روی دل جانم فدایش میکنم،مثل عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا؟

***

گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره/اگه تو پژمرده باشی گلدونت واست می میره

***

ازچوپانی پرسیدند:دنیاراتوصیف کن،گفت:وقتی پشم گوسفندان راچیدم،تنهاچیزی ک دیدم،یک گله گرگ بود...

***

ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود، پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است...

***

سکوت سردفاصله ها تنم رامیلزاند... وقتی به نبودنت می اندیشم می سوزم به یاد لحظه های که بودنت رانمی فهمیدم

***

اگر از سرزنش خلق نمی ترسیدم.از در مدرسه تا میکده میرقصیدم.

***

منتظرکسی باش که اگه حتی درساده ترین لباس بودی،حاضرباشه توروبه همه دنیانشون بده وبگه که: این دنیای منه

***

لالا بخواب, دنیا خسیسه, واسه کمتر کسی خوب می نویسه, یکی لبهاش همیشه غرق خندست, یکی چشماش تو خواب هم خیسه خیسه

قلمی خواهم ساخت از نی باغ بهشت، جوهر از شیشه ذات،كاغذازصفحه دل،نورازشمع حیات،تانویسم همه جا:\"روزگارت خوش باد\"

***

اگرازروی خود خواهی فقط خودرا پسندیدم،اگراز دست من درخلوت خود گریه کردی،اگربد کردم وهرگزبه روی خودنیاوردی، اگر زخمی چشیدی گاه گاهی اززبانم ،اگررنجیده خاطر گشتی ازلحن بیانم.منوبااون دل پاکت ببخش

***

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پراز یادخداودرآن باغ کسی میخواند،که خدا هست دگرغصه چرا؟!آرزودارم خورشیدرهایت نکندغم صدایت نکندظلمت شام سیاهت نکند

***

بار آخرمن ورق را با دلم بر میزنم
بار دیگر حكم كن
اما نه بی دل!
با دلت،دل حكم كن
حكم:دل
هر كه دل دارد بیندازد وسط
تا كه ما دلهایمان را رو كنیم
دل كه روی دل بیفتدعشق حاكم میشود
پس به حكم عشق بازی میكنیم

***

راز عشق ورزیدن به هر چیزی درک این جمله است،شاید روزی از دست برود.

***

دلم گرفته دلدار ندارم/ كاری جز غم یار ندارم/ گر خواهی دلشادم كنی / همین بس كه گاهی یادم كنی.

***

بنویسید به دیوار سکوت، عشق سرمایه هر انسان است، بنشانید به لب, حرف قشنگ، حرف بد وسوسه شیطان است، و بدانید که فردا دیر است و اگر غصه بیاید امروز، تا همیشه دلتان درگیر است، پس بسازید رهی را که کنون، تا ابد سوی صداقت برود، و بکارید به هر خانه گلی که فقط بوی محبت بدهد.

***

تورادیدم وخندان گریه کردم،نبودی بی توپنهان گریه کردم،برای آن که اشکم رانبینی نشستم زیرباران گریه کردم..!

***

دل هیچکس نمیسوزد به حال غمناکم / مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم

***

ﻫﺮﺟﺎ رﻧﺠﯿﺪم ﻟﺒﺨﻨﺪ زدم ﻓﮑﺮ ﮐﺮدﻧﺪ درد ﻧﺪارم ...ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮ زدﻧﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﻫﺎ

***

کسی هرگزنمیداند چه سازی میزندفردا؟چه میدانی تواز امروز،چه میدانم من ازفردا؟ همین یک لحظه رادریاب،که فردامیشویم تنها .

***

ﻣﻦ ﮐﻪ از ﮐﻮی ﺗﻮ ﺑﯿﺮون ﻧﺮود ﭘﺎی ﺧﯿﺎﻟﻢ / ﻧﮑﻨﺪ ﻓﺮق ﺑﻪ ﺣﺎﻟﻢ ﭼﻪ ﺑﺮاﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﺨﻮاﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﻪ اوﺟﻢ ﺑﺮﺳﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﮐﻢ ﺑﮑﺸﺎﻧﯽ / ﻧﻪ ﻣﻦ آﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺠﻢ ، ﻧﻪ ﺗﻮ آﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮاﻧﯽ

***

امشب ای نازچه دل تنگ نگاهت شده ام،بازای مونس من چشم به راهت شده ام،رنگ چشمان توامشب به سکوتم خندید،چون که دیوانه آن چهره ماهت شده ام!

***

یکی بود یکی نبود،زیر این سقف کبود،یک غریب آشنا،دل و جونم رو ربود

***

امشب ای نازچه دلتنگ نگاهت شده ام.باز ای مونس من چشم به راهت شده ام.برق چشمان توامشب به سكوتم خندید.چون كه دیوانه ان چهره ماهت شده ام

***

آنجه می خواهیم نیستیم و آنجه هستیم نمی خواهیم،آنجه دوست داریم نداریم و آنجه داریم دوست نداریم.

***

تو در مرام و مروت؛ کمتر از درخت مباش؛ که سنگ می زنند و میوه می ریزد!!

***

سردم شده است وازدرون مىسوزم/حالاشده كارهرشب وهرروزم/توشعرمرابپوش سرمانخورى/من دكمه این قافیه رامىدوزم!

***

پیروزی یعنی :توانایی رفتن از یک شکست ،به شکستی دیگربدون از دست دادن اشتیاق دوست دارم شب خوش نفسم

***

همیشه بیادت هستم،اما شاهدی ندارم بجزکلاغ بام خانه مان که او هم حقیقت رابه تكه بنیری می فروشد.

***

طلا باش تااگه روزگار اب ات کرد روز به روز طرح های زیباتری ازتوبسازدسنگ نباش تا اگر زمانه خرد ات کرد تیپا خورده هربی سروپایی بشوی

***

لنگه هاى چوبى درب حیاطمان گرچه كهنه اندوجیرجیرمیكنند،ولى خوش بحالشان كه لنگه همند..میخوای توهم لنگه من بشوی

***

باتوام کهنه رفیق *یادایام قشنگی که گذشت ،کنج قلبم گرم است *تومرایادکنی یانکنی من به یادت هستم*روزگارت خوش باد

***

هرچه باشی نازنین ایام خوارت می کندهرچه باشی شیردل دنیا شکارت می کند هرچه باشی خنده لب ازملال دیگران خودبه خوددست طبیعت اشکبارت می کند

***

مایه اصل و نصب در گردش دوران زر است :دائمآ خون میخورد تیغى كه صاحب جوهر است : دود اگر بالا نشیند كسر شأن شعله نیست : جاى چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است : شصت وشاهد هردو دعواى بزرگى میكنند : پس چرا انگشت كوچك لایق انگشتر است : آهن و فولاد از یك كوره مى آیند بیرون : آن یكى شمشیر گردد دیگرى نعل خر است : گرببینى ناكسان بالا نشینند صبر كن : روى دریا كف نشیند ، قعر دریا گوهر است.!

***

یادسهراب به خیرآن سپهرى كه تالحظه خاموشى گفت:تومرایادكنى یا نكنى،باورت گربشودگرنشود،حرفى نیست،اما،نفسم میگیرددرهوایى كه نفسهاى تونیست

****

همیشه حرارت لازم نیست ،،،گاه ازسردی یک نگاه میتوان آتش گرفت

***

دیشب ازدلتنگیت بغضی گلویم را شکست/گریه ای شد برفراز آرزوهایم نشست/من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل/تابماندیادی از روزی که برقلبم نشست


***

هرجا که میبینم نوشته است :\"خواستن توانستن است\"آتش میگیرم ...یعنی او نخواست که نشد

***

: گاهی دلم میخواد برم بشینم یه گوشه ،زانوهامو بغل بگیرمبلند بلند داد بزنم و بگم خدایا من دیگه بازی نمیکنم !

***

ما شقایق های باران خورده ایم ، سیلی ناحق فراوان خورده ایم، ساقه احساسمان خشکیده است، زخم ها از تیغ و طوفان خورده ایم، تا چه بوده تاکنون تقصیرمان، تا چه باشد بعد از این تقدیرمان!؟!

***

که خوبی کرد زجرش میدهندهر که زشتی کرد اجرش میدهندباستان کاران تبانی کرده اندعشق را هم باستانی کرده اندهرچه انسانها طلایی تر شدندعشق ها هم مومیایی تر شدند

***

هرگز در میان موجودات مخلوقی که برای کبوتر شدن آفریده شده کرکس نمیشود. این خصلت در میان هیچ یک از مخلوقات نیست جز آدمیان.

***

خودت باش!به اعتمادهیچ شانه ای اشک نریزوبه اعتمادهراشکی هم شانه نباش..

***

گفتمش :دل میخری؟پرسید : چند؟ گفتمش: دل مال تو، تنها بخند .خنده کرد و دل زدستانم ربود ، تا به خود باز آمدم ، او رفته بود ،دل ز دستش روی خاک افتاده بود ، جای پایش روی دل جا مانده بود  !

***

ﺁﺩﻣﮏ ﺁﺧﺮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑﺨﻨﺪﺁﺩﻣﮏ ﻣﺮﮒ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎﺳﺖ ﺑﺨﻨﺪﺩﺳﺖ ﺧﻄﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺮﺩﺷﻮﺧﯽ ﮐﺎﻏﺬ ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺨﻨﺪﺁﺩﻣﮏ ﺧﻞ ﻧﺸﻮﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﯽﺁﻥ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮔﺶ ﺧﻮﺍﻧﺪﯼﺑﺨﺪﺍ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ ﺑﺨﻨﺪ

***

ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﻟﻢ / ﻣﯿﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻡﺑﺒﯿﻦ ﻣﻦ ﺩﻝ ﺑﻪ ﮐﯽ ﺩﺍﺩﻡ / ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩﻡﺩﻟﻢ ﺷﯿﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﺳﻨﮕﻪ / ﻭﺍﺳﻪ ﺳﻨﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﻪ

***

میروم تادرمیخانه کمی مست کنم.جرعه بالابزنم انچه نبایست کنم. انقدر مست که اندوه جهانم برود. استکان روی لبم باشد و جانم برود. برودهرکه دلش خواست شکایت بکند. شهر باید به من مست عادت بکند

***

ویرانه ن آنست ك جمشید بنا كرد ویرانه ن آنست ك فرهاد فرو ریخت... ویرانه دل ماست ك با ناز نگاهت صدبار بنا گشت و دگر باره فروریخت

***

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند،گفته بودم مردم اینجا بدند .دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست"آن عزیزت عهدوپیمانت شکست"دیدی ای دل درجهان یک یار نیست"هیچکس در زندگی غمخوار نیست"دیدی ای دل حرف من بیجا نبود" ازبرای عشق اینجاجانبود"نوبهار عمررادیدی چه شد"زندگی راهیچ فهمیدی چه شد"

***

صفاوصلح ویک رنگی دراین عالم قدیمی شد،توقع ازرفیق ومونس وهمدم قدیمی شد،به جان حضرت آدم که آدم هم دراین عالم قدیمی شد،بخندای یار،بزن لبخند،که میترسم ازآن روزی که گویندخنده هم کم کم قدیمی شد.

***

از آن ﺗﺮﺳﻢ ﺑﻪ پﯿﺮی ﻣﺒﺘﻼﺷﻢ ، ازآن ﺗﺮﺳﻢ ﮐﻪ : ﻣﺤﺘﺎج ﻋﺼﺎﺷﻢ، از آن ﺗﺮﺳﻢ ﮐﻪ دﻟﺪارم ﺑﮕﻮﯾﺪ:ﻧﻤﯿﻤﯿﺮد ﮐﻪ از دﺳﺘﺶ رﻫﺎﺷﻢ

***

عشق ها می میرند،رنگ ها رنگ دگر می گیرند،و فقط خاطره ها است که چه شیرین و چه تلخ،دست ناخورده باقی می ماند

***

همه گفتن عشقت دار بهت خیانت میکنه!گفتم میدونم!گفتن:این یعنی دوست ندارهااگفتم میدونم گفتن: خره یه روزمیزاره می رها،تنها می شی گفتم: میدونم!گفتن:پس چراولش نمی کنی؟گفتم این تنها چیزیه که نمی دونم!

***





نوع مطلب : sms، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 اسفند 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
(بالای وبلاگ) (حدیث) (فال)

ساخت كد صوتی آنلاین