تبلیغات
عشق وغم - عشق واقعی
عشق وغم
ان کبوتر عاقبت از بند رست *** رفت وبادلداری دیگر عهد بست
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


از ان ترسم به پیری مبتلا شم
از ان ترسم که محتاج عصا شم
ازان ترسم که دلدارم بگوید ...
نمیمیرد که از دستش رها شم
(هیچ کس رو نمیشه با زور نگه داشت...)

مدیر وبلاگ :نفرین شده 9307576948
یک شبى مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ى لیلا نشست
عشق، آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود!
گفت یا رب! از چه خوارم کرده اى؟
بر صلیب عشق، دارم کرده اى؟
خسته ام زین عشق، دلخونم نکن
من که مجنونم، تو مجنونم نکن
مردِ این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلاى تو... من نیستم!
گفت اى دیوانه، لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلا ساختى
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم




نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 اسفند 1391
دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 23:24
خیلی قشنگ بود
نفرین شده 9307576948ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
(بالای وبلاگ) (حدیث) (فال)

ساخت كد صوتی آنلاین